جستجو در مقالات منتشر شده


۱ نتیجه برای مطالعات روایی

فرهاد کاکه رش، نسرین روکش،
دوره ۶، شماره ۴ - ( ۸-۱۴۰۲ )
چکیده

مردم شناسی فرهنگی رویکردی است که در کنار سایر شیوه ها، برای بررسی تغییرات اجتماعی و فرهنگی بکار گرفته می شود و واژگان عناصری هستند که بار ایدئولوژیک یک متن و گفتار را بر دوش دارند و آن را دارای معنا می کنند. انتخاب، کاربرد لغات و واژگان خاص در ضرب المثلها، بازتاب دیدگاه و نگرش مردم نسبت به اتفاقات، پدیده ها، اوضاع، مسائل اجتماعی و افکار آنان است. در داستانهایی که از گذشتگان توسط راویان نقل می شود هم از موضع جغرافیایی و فرهنگ زیست محیطی راوی و هم فرهنگ گوینده­ی اصلی داستان چه مجهول و چه معلوم در شکل­گیری و ساختار داستان نقش اساسی و مهمی ایفا می شود. مقاله حاضر با هدف مقایسه دو روایت از شیخ صنعان (روایت کُردی، به روایت مام احمدلطفی مهابادی و روایت فارسی، به روایت عطار) پرداخته، و برای تبیین اشتراکات و افتراقات فرهنگی، دو اثر را از منظر مردم­شناسی فرهنگی مقایسه می کند. برخی از نتایج حاکی از آن است: در هر دو منظومه، شخصیّت­های شیخ صنعان و دختر به عنوان شخصیّت اصلی، و مریدان و مرید خاص در نقش فرعی وجود دارند. در هر دو اثر از آداب و رسوم صحبت به میان آمده است. تفاوتی که در مورد شخصیت­های داستان شیخ صنعان به روایت عطار و روایت مام‌احمد لطفی وجود دارد، حضور شخصیّتی به نام حضرت غوث است. حضور حضرت غوث ریشه در اعتقادات عرفانی و عقاید مردم منطقه به مشایخ دارد. از دیگر شخصیّت ها، شخصیت پدر است. تأثیر پدر بر نهاد خانواده و پدرسالاری در داستان شیخ صنعان به روایت کُردی، کاملاً آشکار است. زیرا دختر ترسا موضوع خودش و شیخ را اولین‌بار برای پدرش تعریف می­کند. برخی از آداب و رسوم ها که مربوط به دین مسیحیت است در هر دو اثر وجود دارد و شیخ صنعان برای گرویدن به دین ترسایی باید انجام دهد. امّا تفاوت‌هایی از آداب و رسوم در شیخ صنعان به روایت کُردی وجود دارند از جمله آن می توان به مراسم خانقاهی و مراسم ازدواج اشاره کرد. از دیگرمؤلّفه­های فرهنگی هر دو اثر البسه و پوشاک است. با این تفاوت که در داستان به روایت عطار به دلیل نوع ادبی بودن آن، اشاره به لباس صوفیان دارد ولی در داستان به روایت کُردی، بیت­بیژ در توصیف دختر از نوع پوشش لباس کردی بهره برده است.
 


صفحه ۱ از ۱