Perizan A, Baharvand V, Salamat S.
(2026). The Function of Logotherapy in Hashim Mahmoud Hassan’s Resistance Novel Aziz Based on Viktor Frankl’s Theory. JSAL. 9(3),
URL: http://jsal.ierf.ir/article-1-265-fa.html
پریزن علی رضا، بهاروند ولی، سلامات سجاد.
(1405). کارکرد معنا درمانی در رمان پایداری «عزیز» اثر هاشم محمود حسن بر اساس نظریۀ ویکتور فرانکل زبان کاوی کاربردی 9 (3) URL: http://jsal.ierf.ir/article-1-265-fa.html
1- دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
2- دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران ، v.baharvand@scu.ac.ir
چکیده: (6 مشاهده)
نظریۀ معنادرمانی ویکتور فرانکل با تأکید بر «ارادۀ معطوف به معنا» بهعنوان بنیادینترین نیروی محرک وجودی انسان در رویارویی با بحرانهای زیسته، چارچوبی نظری و کارآمد برای تبیین روانشناختی متون ادبی پایداری فراهم میآورد. با توجه به ظرفیت ویژه ادبیات پایداری شرق آفریقا، بهویژه در اریتره، در بازنمایی تجربههای تروماتیک و سهمگینی چون شکنجه، زندان، انزوا و تبعید اجباری، واکاوی پیوند میان تابآوری انسانی و روانشناسی وجودی در این آثار ضرورتی آشکار دارد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل چگونگی کاربست مؤلفههای سهگانۀ معنادرمانی فرانکل در رمان پایداری «عزیز» اثر هاشم محمود حسن، به روش توصیفی–تحلیلی و با اتکا به شواهد درونمتنی سامان یافته است تا فرایند گذار شخصیت از خلأ وجودی و تبدیل رنج حتمی به بستری برای استواری فردی را تبیین کند. یافتههای پژوهش بیانگر آن است که هر سه مؤلفۀ بنیادین نظریۀ فرانکل، یعنی ارزشهای تجربی، ارزشهای نگرشی و ارزشهای خلاق، در ساختار معنایی رمان حضوری پیوسته و کارکردی دارند. در ساحت ارزشهای تجربی، شخصیت اصلی با ادراک عمیق پیوندهای عاطفی، مهرورزی به خانواده و بهویژه فرزندش خلود، و التذاذ درونی از زیبایی و هنر، پناهگاهی ایمن در برابر خشونت جسمی و روانی زندان پی میافکند و مانع از گسست رشتههای پیوند خود با جهان انسانی میشود. در حوزۀ ارزشهای نگرشی، که عالیترین شکل معناجویی در وضعیتهای گریزناپذیر، رنج مفرط و نزدیکی به مرگ به شمار میرود، شخصیت با تکیه بر صبر، امیدورزی و دگرگونسازی ادراک فردی از مفهوم درد، رنج را امری بیهوده نمیانگارد، بلکه آن را آزمونی برای صیانت از شرافت و تعمیق کمال اخلاقی تلقی میکند. در قلمرو ارزشهای خلاق نیز شخصیت با عبور از انفعال و با رویکردی آفرینشگرایانه، در قالب یاریرساندن به همبندان، تقویت حس همدلی و همبستگی جمعی، و وفاداری مؤمنانه به آرمانهای والای انسانی و ملی، مقاومت را به کنشی معنادار و زنده بدل میسازد. برآیند این بررسی نشان میدهد که مقاومت در رمان «عزیز» صرفاً یک رویارویی سیاسی یا واکنشی مکانیکی به سرکوب نیست، بلکه پویشی روانشناختی و درونی برای حفظ هویت، صیانت از کرامت انسانی و صیانت از سلامت روان در مرزیترین وضعیتهای بشری است.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
تحلیل گفتمان دریافت: 1405/5/14 | پذیرش: 1405/7/13 | انتشار: 1405/6/10