یافتن معادل دقیق و رسا در فرایند برگردان واژگان و اصطلاحات، از بنیادینترین چالشهای ترجمه، بهویژه در متون ادبی، عرفانی و نمادین به شمار میرود؛ چراکه این متون آکنده از لایههای پنهان معنایی، بار عاطفی و ظرایف فرهنگیاند که بازنمایی آنها نیازمند فرارفتن از برابریهای صوری و دستیابی به معادلیابی پویا است. کتاب المجنون، از برجستهترین آثار نمادین و عرفانی جبران خلیل جبران، مشتمل بر ۳۵ تمثیل و داستان کوتاه شاعرانه است که اندیشههای ژرف انسانی، فلسفی و اجتماعی نویسنده را بازتاب میدهد و برگردان آن به فارسی آزمونی خطیر برای ارزیابی انعطافپذیری زبانی و مهارتهای معادلیابی مترجم به شمار میآید. پژوهش حاضر با اتکا به روش توصیفی ـ تحلیلی، ترجمهٔ فارسی این اثر (بهقلم موسی بیدج بر پایهٔ برگردان عربی آنتونیوس بشیر) را در چارچوب نظریهٔ ترجمهشناختی ژان رنه لادمیرال مورد واکاوی قرار داده است. نظریهٔ لادمیرال با اتخاذ رویکردی مقصدگرا، کارکردی و مخاطبمحور، بر اصل «بازآفرینی معنا»، «رمزگشایی تفسیری» و اولویتبخشی به فهم و خوانایی متن در جامعهٔ زبان مقصد تأکید میورزد. این نظریه ترجمه را از انقیاد وفاداری محض به ساختارهای صوری زبان مبدأ آزاد میسازد و مجموعهای از مؤلفهها و راهکارهای کارکردی، از جمله: «جابهجایی»، «ناهمگونسازی»، «آنتروپی»، «افزودهسازی و ابهامزدایی» و «حق انتخاب و آزادی عمل مترجم» ارائه میدهد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که مترجم در انتقال بنمایههای استعاری و مضامین چندلایهٔ المجنون، با اولویتدادن به مؤلفههای پیشگفته، رویکردی هدفمند در خدمت زبان مقصد را دنبال کرده است. کاربست دقیق مؤلفهٔ جابهجایی از گرتهبرداریهای ناخواسته جلوگیری کرده و راهکار افزودهسازی و ابهامزدایی سهم بسزایی در دسترسپذیر کردن ایهامها و ابهامهای عرفانی متن داشته است. همچنین مهار هدفمند آنتروپی مانع از هدررفت سویههای نمادین اثر گردیده است. در مجموع، همگرایی این سازوکارها نشان میدهد که مترجم با کاربست بهینه مؤلفههای نظریۀ لادمیرال، توانسته متنی روان، هماهنگ با ساختار زبان فارسی و درعینحال وفادار به روح معنوی و لایههای ژرف اندیشهٔ جبران خلق کند و تجربهای همارز از نظر زیباشناختی برای خوانندهٔ مقصد رقم زند.
| بازنشر اطلاعات | |
|
این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است. |