دوره 9، شماره 1 - ( 12-1404 )                   جلد 9 شماره 1 صفحات 27-17 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Ebrahimi N, Bordbari Z, Sharif N. (2026). Embodied Ontologies and Feminist Language in Caryl Churchill’s A Mouthful of Birds [In English]. JSAL. 9(1), 17-27.
URL: http://jsal.ierf.ir/article-1-223-fa.html
ابراهیمی نسترن، بردباری زهرا، شریفی نگار.(1404). هستی‌شناسی‌های تجسم‌یافته و زبان فمینیستی در نمایشنامه دهانی پر از پرندگان اثر کریل چرچیل [به زبان انگلیسی] زبان کاوی کاربردی 9 (1) :27-17

URL: http://jsal.ierf.ir/article-1-223-fa.html


1- ، bordbari@riau.ac.ir
چکیده:   (49 مشاهده)

این مقاله خوانشی پدیدارشناسانه از نمایشنامه دهانی پر از پرندگان اثر کریل چرچیل (1986) ارائه می‌دهد و توجه ویژه‌ای به تک‌گویی شخصیت «روح» به‌مثابه لحظه‌ای از گسست هستی‌شناختی که به‌طور همزمان جنسیت‌مند نیز هست، می‌پردازد. این پژوهش با بهره‌گیری از مفهوم میدان پدیدارشناختی یا ادراک موریس مرلوپونتی در پیوند با تمایزگذاری مارتین هایدگر میان وجودی (ontic) و هستی‌شناختی (ontological)، بررسی می‌کند که چگونه نمایشنامه چرچیل بازنمود می‌کند که در طول فروپاشی میدان مشترک ادراک و زمینه ذهنی ما چه اتفاقی می‌افتد. در این راستا، پرسش‌های شکسته «روح» درباره اشیای خانگی—«قوری. فنجان. فنجان. آیا این یک فنجان است؟»—همراه با نفی تولد و تعلق—«تو متولد نشده‌ای، تو در رحم قرار نگرفته‌ای، این خانه هرگز ساخته نشده»—جابه‌جایی میدان مشترک ما را رقم می‌زند و در عوض لحظه‌ای شکسپیری از «کشتن کودک» را فراهم می‌آورد که به‌جای قتل واقعی، به‌مثابه محو استعاری این میدان شکسته تصور می‌شود و متعاقباً دیالکتیک محو و شدن را می‌گشاید. در حالی که پدیدارشناسی مرلوپونتی و واردکردن آن به اگزیستانسیالیسم ادبی، خوانش‌های مهم متعددی از چندین چهره ادبی در تاریخ را توجیه کرده است، ارتباط و کاربرد آن در تئاتر فمینیستی—به‌ویژه از منظر بی‌ثباتی جنسیتی و عاملیت معرفت‌شناختی—ناکاوش باقی مانده است. این شکاف به‌ویژه در تحلیل‌هایی که به چگونگی تحقق مادی مبارزه هستی‌شناختی از طریق شیوه‌های زبانی و گفتمانی خاص در اجرای تئاتر می‌پردازند، برجسته است، و صرفاً بازنمایی موضوعی آن، نیست. با ادغام نظریه پدیدارشناختی با تحلیل متنی دقیق و تحلیل گفتمان، این مطالعه رویکردی متمایز از نظر روش‌شناختی را مشارکت می‌کند که بررسی می‌کند چگونه نحو تکه‌تکه، نفی‌های مکرر و کنش‌های گفتاری مختل شده در متن چرچیل نه صرفاً به‌مثابه ظروف نمادین، بلکه به‌مثابه تحقق‌های اجرایی آشفتگی پدیدارشناختی عمل می‌کنند. تحلیل نشان می‌دهد که نمایشنامه چگونه جسم زنانه را به‌مثابه مکانی مورد مناقشه صحنه‌پردازی می‌کند که در آن معنا، عاملیت و هستی دائماً با محو شدن تهدید می‌شوند و در نتیجه ظرفیت تئاتر را برای افشا و چالش دادن محدودیت‌های هستی‌شناختی که وجود جنسیتی را ساختاربندی می‌کنند، روشن می‌سازد. این همگرایی میان‌رشته‌ای پدیدارشناسی، هستی‌شناسی و نقد نمایشنامه فمینیستی، گفتگوهای گسترده‌تری را درباره شناخت تجسم‌یافته، عاملیت معرفتی سوژه‌های حاشیه‌نشین و ضرورت‌های اخلاقی بازپس‌گیری جسم زیسته به‌مثابه مکان همراه با معنا، مقاومت و دگرگونی پیش می‌برد.

     
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: پژوهش‌های زبانی
دریافت: 1404/8/25 | پذیرش: 1404/10/13 | انتشار: 1404/12/10

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.